شکسته
به انتظار بارون یه گوشه با با چتر شکسته ،داغنون
مثل دیونه ها هی به خودم میگم میگم میاد اون
شاید که سرد وشکسته باشم
از همه جا و همه کس خسته باشم
شاید که سخت باشه سردی چشمات با من
اما همینه اینه روزگارم
شدم مثه دیوونه های دوره گرد
به انتظارت بودم یه بار بیای بگی تو برگرد
توهم شدی یه آدم سنگدل وبی روح
که نمی خواد بشکنه بغض چشامو
یا که داری بازی میدی منو بی معرفت، بی رو
چشمام خشک شد از بس به درزل زد
از بس به انتظار نشست
هر وقت کسی زنگ درو میزد
با هزار امید وآرزووقتی میرفتم با لبخند که درو باز کنم
میدیدم که تو نبودی
آخه توی بی معرفت که این جوری نبودی
هی..........هی...........هی...........................................
آخه تو همش میگفتی با تو بودن آرزومه ، بی تو بودن دیگه کارم تمومه
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 1:17 توسط mehnati
|